X
تبلیغات
رایتل
امان از این پیرن پاره کردا! - کاغذ سفید
کاغذ سفید
کاغذ سفید

می دونی هر چی سن آدما بالاتر میره یه جوره دیگه می شن ، خودشونم نمی دونن که فرق می کنن ، بعضیاشون فکر می کنند تجربشون زیاد شده ، خلاصه این موها رو تو آسیاب سفید نکردن ! چند تا پیرنم بیشتر پاره کردن ! غافل از اینکه دیوونه ها صبح تا شب هی پیراناشون رو پاره می کنند !
مثلا همین دخترایی که یه ماهی نیس شوهر کردن و تازه چند روزیه که از دختری افتادن ، فکر می کنن خانم شدن! می شینن از زندگی یه جوری حرف می زنن که انگاری ده تا دخترم شوهر دادن ، ولی هنوز یه نیمرو هم بلد نیستن بپزن ، بعدشم میگن ما چندتا پیرن بیشتر از شما پاره کردیم !
یا پسرا هم همینطور ، آ قا همش یکی زن گرفته ! دو روزم بیشتر نیس ، ولی چنان در مورد همسرداری حرف می زنه انگار همه زنای دنیا یه شب باهش بودن! میگه زنا اینطورند یا اونطورند ، خلاصه زنا بهمانند ، وقتی هم معترض میشی که ده تا انگشت مث هم نیستند میگه تو نمی دونی ، هنوز نمی فهمی ، من که چند تا پیرن بیشتر از شما پاره کردم...!
یا این آقاجون من ، نشسته میگه: پسرم فلان بکن ، بهمان نکن. خلاصه از بکن بکنش که بدم نمیاد ولی این نکن نکنش حالمو میگیره! چون اونم فکر می کنه چند تا پیرن بیشتر از ما پاره کرده ! اما یه چیزی رو نمی دونه که وقتی آدم پیر میشه این کلش پوک میشه ، آخه فقط این دست و پای آدم که ضعیف نمیشه ، اون مغزشم از کار میفته.
خلاصه جونم برات بگه این پیرن پاره کردا ، پدرمونو در اوردن.تو محل کارت که میری ، یه پیرن پاره کرده ، میشه رییس ! میای بیرون می بینی بازم یه پیرن پاره کرده اون بالا نشسته و هی دستور میده. خلاصه این پیرن پاره کردا اگه پیرن منو شما رو پاره نکنن بالاخره جرمون میدن!
می دونی ، کاش میشد یه روز یه آدم که پیرنش پاره نشده ، تازه اتو کشیده و مرتبم هم هست ، میومد و یک یه دست پیرن نو برا تموم پیرن پاره کردا می خرید ، شاید اون وقت صبح که از خواب بیدار میشدی ، تو سفرت هر چی می خواستی بود.

+نوشته شده در دوشنبه 9 تیر‌ماه سال 1382ساعت06:04 ق.ظتوسط بابا شمل | | 13 نظر